محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

941

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

زوفاى خشك زرنب زنجبيل حبّ الغار بهمن سفيد حماما از هريك سه درم فوة الصبغ فراسيون رازيانه مويزج حسك مربا ورق مخلصه ورق نقره محلول عنبر اشهب از هريك دو درم ورق طلا محلول يك درم مشك خالص نيم درم صموغ را در عرق دارچينى خيسانيده بپالايند و باقى ادويه را كوفته و بيخته بروغن بلسان و ميعهء سائله چرب نمايند و عسل مصفّى سه وزن ادويه بطريق ترياق فاروق معجون سازند و در ظرف چينى كرده چهل روز در ميان جو كذارند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى از نيم درم تا يك درم و مدت قوت بقاى اين معجون تا سه سال بود و زياده هم كفته‌اند درع الصحّة بنسخهء ديكر كفته شده كه اين معجون قايم مقام ترياق فاروق است براى ضيق النّفس و سرفه و تبهاى كهنه و تب سوداوى صنعت آن جدوار خطائى بنفش مجرب سرهء سقنقور مصطكى رومى ميعهء سائله فطراساليون تخم كرفس اذخر مكّى و فوجاوشير زعفران روغن بلسان قرص افعى بزر البنج سفيد عود بلسان خصية الثعلب كاوزبان لسان العصافير چوب چينى پوست بيرون پسته از هريك ده درم موميائى دارابجردى كمافيطوس قصب الذريره نانخواه قرص اندروخورون كل سرخ درونج عقربى از هريك پنج درم مرمكى صافى اسطوخودوس علل البطم خردل سفيد از هريك هفت درم انيسون سليخهء سياه جوزبوا از هريك نه درم قسط تلخ سورنجان مصرى اسقيل ساذج هندى فقاح اذخر جنطيانا دارفلفل مشك طرامشيع حبّ بلسان طباشير سفيد زراوند طويل شيطرج هندى دارشيشعان كثيرا راتينج زراوند مدحرج از هريك شش درم جندبيدستر دارچينى شقاقل مصرى حبّ الاس سداب دوقو از هريك پنج مثقال غاريقون هش سفيد اسارون سعد كوفى قردمانا خولنجان تخم هليون زوفاى خشك زرنب زنجبيل حبّ الغار ورق نقره بهمن سفيد حماما از هريك سه درم فوة الصّبغ فراسيون رازيانه مويزج مرماحوز ورق مخلصه ورق طلا عنبر اشهب از هريك دو درم مشك تبتى پنج درم اجزا را كوفته و بيخته بروغن بلسان و ميعه چرب كرده و جميع ادويه را در عرق دارچينى تر كرده عسل مصفّى سه وزن ادويه بقوام آورده بدستور مقرّر معجون سازند و در ظرف چينى نكاه دارند و بعد از چهل روز استعمال نمايند و قوت اين دوا تا ده سال باقى ميماند شربتى به قدر قوت مزاج درع المشيب اين دوا را قدوهء علما مير محمّد باقر ( ع ) الرّحمة و الغفران در برابر انقردياى كبير تاليف نموده و در افعال و خواص اقوى از آن ميدانند [ صنعت آن ] صنعت آن بنسخهء كه پيش قطب شاه والى حيدرآباد فرستاده بودند و صاحب ميزان الطبّايع از روى خط معزى اليه نقل برداشته در ميزان الطبايع ذكر كرده بكيرند هليلهء سياه املهء منقى پوست بليله از هريك شصت و پنج مثقال فلفل سياه فلفل سفيد از هريك ده مثقال زنجبيل چينى دارفلفل مرّمكى صافى از هريك پانزده مثقال زوفاى خشك كندر ذكر دارچينى قرنفل زرنباد شيرين ريوند چينى حبّ الغار از هريك دوازده مثقال سعد كوفى وج تركى اسارون شيطرج هندى رازيانه شونيز پوست هليلهء زرد از هريك ده مثقال زعفران مصطكى رومى از هريك بيست مثقال لاجورد مغسول مشك تبّتى خالص عنبر اشهب زرشك منقى از هريك پنج مثقال روغن بلسان ميعهء سايلهء از هريك دوازده مثقال عسل بلادر دوازده مثقال و نيم روغن مغز كردكان روغن بادام شيرين روغن مغز بادام تلخ آن مقدار كه جميع ادويه را بان چرب نمايند پس بكيرند عسل مصفّى چهار وزن مجموع ادويه و بقوام اورند و مجموع ادويه را كوفته و بيخته بروغنها چرب نمايند و اوّل مرتبه عسل بلادر را بان ادويه بسرشند پس مجموع را بعسل بقوام آورده بسرشند و به تير حلوائى برهم زنند تا نيكو مخلوط شود و در ظرف چينى نكاه دارند و بعد از شش ماه استعمال نمايند اين معجون سى و يك جزو است و وزن اجزا چهارصد و چهل و هفت مثقال و نيم صاحب ميزان الطبايع كفته كه مزاج اين معجون كرم است در يك درجه و نيم و خشك است در دو درجه و سدس درجه باب الدّال مع النون دند به فارسى بيد انجير خطائى نامند و مشهور بحبّ السّلاطين است و بهندى جيپال‌كوته و جمال‌گوته نامند و جيپال بلغت ايشان بمعنى سلطان و گوته بمعنى حب است و كياه آن به قدر سه ذرع و از آن بزركتر و بركش مثل برك بادنجان و از آن رقيق‌تر و كلش برنك ثمرش و دانهء آن در غلافى رقيق مايل بسبزى و قوتش تا سه سال باقى است و سه قسم مىباشد چينى و شجرى و هندى و قسم چينى آن بزرك دانه شبيه به پسته و قسم شجرى شبيه بدانه بيد انجير غير منقط و سياه كوچك و بطى العمل و مورث معض و قسم هندى متوسّط المقدار و اغبر مائل بزردى و منقط بسياهى مىباشد و بهترين اقسام آن چينى سفيد مايل بزردى و بعد از آن هندى است در اول چهارم كرم و خشك و بغايت تند و در جوف مغز آن پردهءايست و آن در سميّت مثل بيش است و بدستور پوست او را بايد جدا كرده و هرچه بىپوست مدتى مانده باشد بدستور از سموم قتاله و اقسام آن مسهل بلغم و سودا و جاذب رطوبات خام از مفاصل و مفتح و جهت استسقا و يرقان و سنك كرده و مثانه و نقرس و درد كمر و وركين و ساق نافع و طلاى آن حافظ سياهى مو و مورث قرحه و نقش جلد و چون بر لب رسد سرخى آن را زايل كند و تكرار آن موجب برص و ضماد آن با ماست جهت شقاق و برص حيوانات و با ادويهء مناسبه جهت جميع اورام بارده و اوجاع مفيد و قدر شربتش در قوى الابدان يك عدد و در غير آن نصف عدد است كه با مصلحات باشد و مضر محرورين و يك درم آن كشنده باسهال مفرط و قطع امعا و معض و مصلحش بعد از جدا كردن پردهء درون آن كثيرا و نشاسته و كل سرخ و يك شب در آب ليمو كذاشتن است و معين فعل آن تربد و عصارهء غافث و هليلهء كابلى و انيسون و پياز عنصل و زعفران و بسفايج است و بعد از آن خوردن آب سرد و شير تازه و آب دوغ و ربوب حامضه و مشوى مدبر آن را مضرت كمتر و در هواى بسيار كرم و بلاد حار يابس و نحيف الابدان را استعمال آن جايز نيست و اهل بنكاله به اطفال شيرخواره جهت امّ الصّبيان و مرضى كه در پهلوى انها مىشود كه باصطلاح خود دبه مينامند كه با آن تب و جستن طفل از خواب و حركت پهلو و جستن آن و بيقرارى و كريه لازم است و در طرف دست چپ آن مىشود ظاهرا ريح و نفخهء طحال است و آن از امراض صعبه است مر اطفال را مقدار نيم دانه تا يك دانه حبّ السّلاطين مقشّر را با قدرى آب زنجبيل تر كه بهندى ادرك نامند سائيده بشير مرضعه اكر شيرخواره باشد و الّا با شير بز يا كاو تازه دوشيده بان ميخورانند يا خالى يا آب ادرك اكر حب السّلاطين مدبّر باشد بهتر است و اكثر نفع مىبخشد دستور تشويهء دند آنست و بايد دانست كه حب السّلاطين تشويهء آن بدين دستور است كه بعد از مقشر كردن و براوردن آن كل سرخ و كثيرا بالسويه مقدار ربع دند اضافه نموده در لتهء ترى بسته لته را در خمير بكيرند و بدستور در آتش تشويه نمايند و به غير از كثيرا استعمال نبايد كرد و بعضى كفته‌اند كه تدبير حب السّلاطين بعد از مقشر كردن و جدا نمودن پردهء ميان آن با كل سرخ و كثيرا يك شب در ميان آب ليمو كذاشتن است نوع ديكر بكيرند حب السّلاطين را و مقشر كرده زبانهء ميان آن را دور كرده مغزها را در كيسهء پارچهء صفيقى كرده پس بكيرند قدرى سركين كاو تازه و در آب حل كرده در پاتيلى كرده بر سر آتش